Bittersweet

Whatever

02

این نوشته‌هایی که رو صفحه اول بعضی کتابامون هست خیلی بامزن

ودف

من واقعا با شلخته بودنم حال میکنم و مشکلی ندارم که میزآرایشم همیشه شلوغ باشه یا لباسام رو صندلی و میز باشن حتی با اینکه کفش موردعلاقم ول باشه کف اتاقم مشکلی ندارم با جزوه های فاکدآپمم مشکل ندارم حتی اینکه قبل هر مهمونی باید یه ساعت دنبال اون یکی لنگه گوشوارمم بگردم برام آزار دهنده نیست،با اینکه همچی نامنظم باشه هم حال میکنم                                    پس بیخیال.

جام اگر بشکست…

زندگی در چشم من شب هاى بى مهتاب را ماند،           شعر من نيلوفر پژمرده در مرداب را ماند،                        ابر بى باران اندوهم،
خار خشک سينه كوهم،
سال ها رفته است كز هر آرزو خالى است آغوشم.

_جام اگر بشکست،فریدون مشیری

خیلی دلم میخواد از شاعر دیگه‌ایم اینجا بزارم ولی اشعار مشیری یه طور خاصی به دل میشینن

پشمک2

چقدر این گربه که حسن اسمش و گذاشته پشمک بامزه کت‌واک میره

*البته من بش میگم پشمک شماره ۲

01

اوضاع چقدر خرابه که پاستیلم حلش نمی‌کنه

*البته اگه از اون تمشکیا باشه جوابه

کدام غبار…؟

اى نسيم رهگذر،به ما بگو اين جوانه هاى باغ زندگی،
اين شكوفه هاى عشق،
از سموم وحشى كدام شوره زار
رفته رفته خار مى شوند؟
اين كبوتران برج دوستى
از غبار جادوى كدام كهكشان
گرگ هاى هار میشوند؟

_کدام غبار،فریدون مشیری

*شعرای مشیری>>>>>

سگ‌کشی

گلرخ:این دیلاق به من چند تا سیلی زده،هرکدوم و می‌خرید یا بزنم؟

گلرخ بانو>>>>

بهت

مى‌گذرم از میان رهگذران،مات
مى نگرم در نگاه رهگذران،كور
اين همه اندوه در وجودم و من لال
اين همه غوغاست در كنارم و من دور!

_بهت،فریدون مشیری

هعی

کاشکی بعضی اوقات فقط دهنمو ببندم انقدر چرت و پرت نگم:)))))

باد ما را خواهد برد

درشب کوچک من، افسوس
باد با برگ درختان ميعادى دارد
درشب كوچک من دلهره ويرانيست
گوش كن
وزش ظلمت رامى شنوى؟
من غريبانه به اين خوشبختى مى‌نگرم من به نوميدى خود معتادم
گوش كن
وزش ظلمت را می‌شنوى؟
درشب اكنون چیزی می‌گذرد
ماه سرخ است و مشوش
و بر این بام كه هر لحظه در او بیم فرو ريختن است 
ابرها، همچون انبوه عزاداران
لحظه باريدن را گویی منتظرند
لحظه‌ای
و پس از آن،هيچ.

*شعر فروغ با صدای کارین و طعم پاستیل:)✨

آفتاب می‌شود

«نگاه کن که غم درون دیده‌ام

چگونه قطره قطره آب می‌شود،چگونه سایه سیاه سرکشم

اسیر دست آفتاب می‌شود،نگاه کن»

_افتاب می‌شود،فروغ فرخزاد

*خب گوش دادن دکلمه این شعر با صدای خسرو شکیبایی ساعت ۳ صبح ایده‌ی خوبی نبود

 

فمینیست

ربكاوست: «تنها اين رامى دانم كه هرگاه نظرى از خود ابراز داشته‌ام كه من را از یک فرد مطيع و فرمانبردار متمايز كرده، مردم من را فمينيست خطاب كرده اند.»